سه‌شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۹
کد خبر44220

پیکره‌ای که پرده از غربت «حکیم نباتی» می‌گشاید

photo_2018-03-13_10-27-16.jpg

شهریارنیوز: شعر نباتی علاوه بر ایران، در جمهوری آذربایجان، قفقاز و ترکیه، طرفداران بسیار دارد. اعتبار و شهرت او در میان همسایگان شمالی، اگرچه مایه مباهات و افتخار است، اما با توجه به سابقه تلاش این کشورها برای دست‌اندازی به ثروت‌های ادبی کشورمان، (نظیر نظامی، خاقانی، مولانا و حتی شهریار) می‌توان از بروز برخی تحرکات در مورد شعر و شخصیت نباتی بیمناک بود.

به گزارش شهریار به نقل از فارس، حرکت شهر، با تمام فراز و نشیب خود، روزمره و اتوماتیک پیش می‌رود.اما این، باعث نمی‌شود، از معدود جرقه‌هایی که شاید حاصل ذوق آنی یک مدیر یا کارشناس بوده، یا نتیجه یک مشورت بجا با اهل فن بوده، چشم بپوشیم.

نصب پیکره حکیم نباتی، از همین جرقه‌هاست که از نظر فرهنگی و هویتی، حایز اهمیت است و می‌تواند شعر زیبا و چهره مظلوم این شاعر روشن‌اندیش را کمی عیان کند. دلیل اصلی غربت نباتی و دیگر ترکان پارسی‌گوی را شاید بتوان در شرایط تاریخی و اجتماعی زمانه شاعر جست. شاعرانی که اغلب دارای استعداد شگرف در شعر و زبان فارسی‌اند، اما تو گویی این توانایی، در میان برخی،  عیب به شمار می‌رفته‌است. به قول شهریار «دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا!» از سویی، از طرف یاران خود، متهم به «شعر سرودن به زبان بیگانه» می‌شدند و از سویی دیگر، در ادبیات رسمی روزگار خود، طرد می‌شدند. شعرشان به دیده تردید نگریسته می‌شد و عمدتاً جدی گرفته نمی‌‌شدند. به خصوص شاعری چون نباتی که از آغاز جوانی تا اواخر عمر، گوشه‌نشین خانقاه بود و ارتباطات بسیار محدودی با محیط ادبی زمانه خود داشته‌است.

سید ابوالقاسم نباتی شاعر قرن 12 و 13 هجری، زاده روستای تاریخی اشتبین از توابع جلفای آذربایجان‌شرقی است. آن‌گونه که عمدتاً در تذکره‌ها آمده، نوجوانی او به کشاورزی و چوپانی گذشته و طبیعت زیبای ارسباران، طبع شاعری‌اش را برانگیخته‌است. جوانی‌ او به تاملات عرفانی و ذوق‌آزمایی‌های شاعرانه گذشت تا شاعر جوان اشتبینی، به مرور، شیفته مولانا و حافظ و خیام شود. همین، تحولی در شعر وی پدید آورد. از این رو، در فضای خانقاهی روزگار صفوی، راهی اهر شد تا عزلت‌نشین بقعه شیخ شهاب‌الدین اهری شود. سال‌ها بعد، به زادگاه بازگشت و تا پایان عمر هفتاد ساله، در اشتبین باقی ماند و در همان روستا نیز درگذشت و به خاک سپرده شد.

از او بالغ بر5 هزار بیت شعر باقی مانده که نیمی از آن فارسی و نیمی دیگر ترکی است. شعر او در ترکی بسیار عاطفی و صمیمی و در زبان فارسی-به تاثیر از مریدان بزرگی چون حافظ و مولانا- اندیشمند و استوار است.

 

این درد که من دارم، هر روز فزون بادا

این دل که به ما دادی، بگذار که خون بادا

با عشق نسازد عقل، از من بشنو این نَقل

امروز برآور قد، فردات چو نون بادا

هرکس شده عاشق‌وش از جام ازل سرخوش

دیگر چه سخن او را، باید که جنون بادا

 

و در یکی از رباعیاتش که از زیباترین رباعیات ادب فارسی است، اندیشه خیامی با طنزی زیبا در هم آمیخته است:

در درگه خلق بندگی مارا کشت

از بهر دو نان دوندگی ما را کشت

گه منّت روزگار و گه منّت خلق

ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت

 

شعر نباتی علاوه بر ایران، در جمهوری آذربایجان، قفقاز و ترکیه، طرفداران بسیار دارد. اعتبار و شهرت او در میان همسایگان شمالی، اگرچه مایه مباهات و افتخار است، اما با توجه به سابقه تلاش این کشورها برای دست‌اندازی به ثروت‌های ادبی کشورمان، (نظیر نظامی، خاقانی، مولانا و حتی شهریار) می‌توان از بروز برخی تحرکات در مورد شعر و شخصیت نباتی بیمناک بود. به خصوص این‌که چنانکه اشاره شد، متاسفانه شعر او در این شهر و دیار آن‌چنان که باید و شاید، جز در میان های‌وهوی آشیق‌ها، کمتر مطرح شده‌ است.

از دیدگاه شهرسازی، المان‌ها و آثار حجمی و محیطی، به مرور، به جزوی از هویت تاثیرگذار شهر تبدیل می‌شوند. از این رو،  نصب پیکره نباتی، در بوستانی به همین نام توسط شهرداری منطقه 4 تبریز، می‌تواند دست‌کم نام این شاعر را در فضای شفاهی شهر، پررنگ‌تر کند. در حالی که فقدان حرکت جریان‌ساز فرهنگی در شهر، به شدت محسوس است، می‌توان امیدوار بود که همین یک اقدام، پرده از چهره غریب نباتی بگشاید و اشتیاق و کنجکاوی عموم مردم، به خصوص نوجوانان دوستدار شعر و ادب را برانگیزد.

نگارنده: امیر لطف‌الهی

ارسال نظر