یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۷
کد خبر46547

شمس تبریزی را بهتر بشناسید

142962.jpg

شهریارنیوز:«محمد بن علی بن ملک‌داد تبریزی»، متخلص به شمس تبریزی، شاعر قرن هفتم هجری که عشق و عرفان در شاه بیت اشعارش حکمفرمایی می‌کند. او که به ظاهر فردی دیرجوش، بدخلق و گوشه‌گیر بوده است، برخلاف تصور همگان عشق را برتر از هر مذهب و مکتب دیگری می‌ستاید، اما هیچ‌ کس پی به اسرار درون و نجواهای عاشقانه‌ی او نمی‌برد. شمس همواره اطرافیان خود را که از پرداختن به عشق غافل بودند را مورد نکوهش قرار می‌داد و حتی در مورد پدرش هم می‌گوید " او نیک مرد بود ولی عاشق نه".

به گزارش شهریاربه نقل از ایسنا،او چون پرنده‌ای روح بی قرار خود را از اسارت قفس جسم و جان می‌رهاند و در پی یافتن همچون خودی پرواز می‌کند و حال این مولانا است که غرق در تدریس و مذهب با دیدن سوخته‌جانی به نام شمس، دل به او باخته و مهمان بی‌قراری‌های وصف ناشدنی می‌شود. 

 

مولانا محضر شمس را درک کرده و مسیر زندگی‌اش افت و خیزهای زیادی را طی می‌کند، در این میان، مخالفان شمس روز به روز فزون‌‌تر شده و نقشه‌ها نیز برای از میان برداشتن او بیش‌تر می‌شود و شمس که نیت دامن زدن به این اختلاف و گیراندن آتش کدورت را ندارد، رخت بربسته و راهی دمشق می‌شود. 

 

در این مدت مولانا در فراق شمس که تنها 16 روز با او همنشین بوده است، محزون شده و اشعار جان‌گدازی را در وصف او می‌سراید، شمس بار دیگر به اصرار مولانا به قونیه باز می‌گردد، ولی به دنبال بروز اختلافات، این بار با "رفتنی بی بازگشت" ناپدید می‌شود. پس از وفات شمس، مولانا در اوج ناباوری مرگ او را پذیرفته و باقی زندگی‌اش را با یافتن روح شمس در خویشتن به تماشا می‌نشیند. 

  

به گزارش ایسنا، منطقه آذربایجان شرقی، نشست علمی- تخصصی شناخت شخصیت و آثار شمس تبریزی با حضور اساتید و پژوهشگران دانشگاه تبریز و آکادمی علوم جمهوری آذربایجان توسط موسسه تحقیقاتی قفقاز، آناتولی و آسیای میانه دانشگاه تبریز در تالار خاقانی دانشکده زبان‎های خارجی این دانشگاه برگزار شد. 

 

شمس تبریز از نگاه مهاجر بلخ

 

«محمد مهدی‎پور»، عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز در این نشست با اشاره به ویژگی‎های شمس تبریز از نگاه مولانا اظهار کرد: سخن گفتن از شمس بدون سخن گفتن از مولانا ممکن نبوده و این دو یکدیگر را به کمال رسانده‎اند، از این رو جدا کردن شمس و مولانا از هم ممکن نیست. 

  

وی عنوان کرد: مولانا، فقیه، واعظ و شیخ مشهور قونیه بود و شمس، فقیهی بی‎قرار بود که مولانا او را مانند خورشید، به شهرت رساند و شمس نیز مولانا را به درجه‎ای از کمال رساند که بر سر زبان افتاد. متاسفانه شمس آن گونه که باید، شناخته نشده است و این اشعار او هستند که تا حدودی او را معرفی می‎کنند. 

  

وی اضافه کرد: حتی پدر شمس هم او را آن گونه که باید کشف نکرده و او را دیوانه خوانده بود و بزرگان نیز از درک حال او عاجز بودند، شمس به دنبال خدا بود و هر جایی که نشانی از تعلقات دنیوی داشت، او را از آن سرزمین فراری می‎داد. ملاقات با اشخاص و سفر به نقاط مختلف، شمس را راضی نکرد و آوازه‎ی فقیه قونیه، او را به قونیه ‎کشاند، پس از چند ماه خلوت و مصاحبت، به دلیل حسادت مریدان مولانا، شمس قونیه را به مقصد دمشق ترک کرد، اما با اصرار مولانا دوباره بازگشت، این بار هم حسادت مریدان باعث شد تا شمس برای همیشه مولانا را ترک کند، اکثر محققان معتقد هستند که این مدت از مصاحبت و هم‎نشینی کافی بوده است و اگر این هم نشینی‎ها بیش از دو سال طول می‎کشید، شاید راه رسیدن به عرفان برای مولانا هم طولانی‎تر می‌شد. 

  

 

گزارش ایسنا، می افزاید؛ «ابراهیم اقبالی»، عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز نیز در ادامه با بیان این که تعاریف زیادی از عرفان ارایه شده است، گفت: برخی عرفان را مقابل شریعت دانسته و معتقد هستند که با عرفان می‎شود کارهایی را که شرع ممنوع کرده، انجام داد، شمس تبریزی نیز تعریف خاص خودش را داشت و عرفای مطرح همچون «منصور حلاج»، «بایزید»، «شیخ اکبر» و «سهره‎وردی» را کافر می‎خواند. 

  

وی با اشاره به برخی گمانه‎زنی‎ها در خصوص نحوه‎ی مرگ شمس بیان کرد: برخی معتقد هستند که شمس گمنام مرده است و برخی دیگر معتقد هستند، پسرش او را به چاه انداخته و همان جا نیز او را دفن کرده است، از این رو چند مزار به نام شمس وجود دارد. 

  

وی در خصوص بدخلق بودن شمس گفت: مولانا معتقد بود که چشم سه موجود در دنیا همیشه قرمز است، شیر، خروس و شمس؛ شمس نیز معتقد بود که او مانند جوجه اردکی است که یک مرغ (پدرش) از او مراقبت می‎کند تا در دریا شنا نکند و غرق نشود، در حالی که رفتن به سمت آب، جزو ویژگی‎های فطری اردک است. 

 

 

«عیسی حبیب بیگ‎لو»، رئیس انستیتو ادبیات آکادمی علوم جمهوری آذربایجان نیز در این نشست  با بیان این که جمهوری آذربایجان برای شناخت شمس به کمک ایران نیاز دارد، گفت: متاسفانه، شمس در آذربایجان آن گونه که باید، شناخته نشده است و آثار زیادی هم از او در دسترس ما نیست، با توجه به این که شمس در تبریز زاده شده و به مکتب رفته و دوران جوانی‎اش را در این شهر سپری کرده است و نظر به این که شمس، اشعارش را به زبان فارسی سروده است، مراودات فرهنگی بین ایران و جمهوری آذربایجان می‎تواند نقش مهمی در شناساندن این شاعر که خورشید ادبیات عرفانی است، داشته باشد. 

  

وی با اشاره به برخی تناقضات در زندگی شمس، اضافه کرد: در برخی منابع گفته شده است که شمس در شام درس خوانده و در برخی منابع دیگر نیز آورده شده که او در آفریقا تحت تعلیم قرار گرفته است، از این رو در بعضی کتب، لقب «شمس مغربی» را می‎بینیم. شمس به خورشید تشبیه شده است؛ چرا که مانند خورشید به نقاط مختلفی سفر کرده و نامش، بلند آوازه شده است. 

  

وی ادامه داد: شمس در ادبیات شرق به عنوان شاعر عرفان شناخته شده است و ویژگی‎هایی مانند هوش، ذکاوت، کمال، فلسفه‎ی وجود در اشعار او در قالب سوال و جواب به چشم می‎خورد. 

  

  

شمس و ادبیات کلاسیک

 

بر اساس گزارش ایسنا، «تیمور کریم‌لی»، مدیر بخش نسخ خطی آکادمی علوم جمهوری آذربایجان در خصوص شمس و ادبیات کلاسیک گفت: با توجه به منابع موجود، به نظر می‎رسد، مولانا و شمس، سبک اشعار خود را از قرآن کریم، به امانت گرفته‎اند، همچنین نظریه‎ی افلاطون، فیلسوف یونانی نیز در اشعار شمس به چشم می‎خورد که معتقد بود، روح‎ انسان پس از جدا شدن از حیات اولیه و به زمین آمدن، همواره در حسرت پیوستن به حیات اولیه است، این اعتقاد شمس، او را در چاه یوسف افکند تا نجات یابد و به کمال برسد. 

  

وی اضافه کرد: اگر آثار کم‎تری از شمس در دسترس عموم است، به این معنی نیست که شمس در جایگاه پایین‎تری از مولانا قرار دارد، جمهوری آذربایجان برای شناخت بیشتر شمس به ایران نیاز دارد. 

  

 

گزارش از نسرین سوار، خبرنگار ایسنا در آذربایجان شرقی 

ارسال نظر