پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۲
کد خبر66663

گفتگوی تفصیلی با حسن ذوالفقاری در آستانه برگزاری کنگره شهریار؛
شهریار ملک سخن

شهريار ملک سخن

شهریار با زبان گرم و روان و صمیمی و نرم و هموار و دل‌نشین خود اعجاز می‌کند. به دلیل همین ویژگی شهریار می توانست عواطف، تخیلات و اندیشه‌های خود را به زبان مردم و در قالب شعر بازگو کند.

به گزارش شهریار، کنگره ملی شعر و ادب ایران، بزرگداشت استاد شهریار به همت معاونت فرهنگی و سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز برگزار خواهد شد. به همین مناسبت گفتگویی با دکتر «حسن ذوالفقاری» هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس داشتیم.

دکتر حسن ذوالفقاری (متولد ۱۳۴۵ دامغان) دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران (سال ۱۳۷۵) عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده علوم انسانی و رئیس مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس. نویسنده و پژوهشگر و مولف کتابهای درسی و متخصص ادبیات عامه، مدیر گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی. برگزیده رتبه دوم پژوهشهای کاربردی در نوزدهمین جشنواره بین المللی خوارزمی (سال ۱۳۸۴) و برگزیده رتبه اول پژوهش برتر فرهنگی سال(۱۳۹۴) و مشاور عالی دایره المعارف بزرگ اسلامی وموسس انجمن علمی نقد ادبی ایران و سردبیر فصلنامه فرهنگ و ادبیات عامه است. وی مولف بیش از چهل کتاب است؛ ازجمله فرهنگ بزرگ ضرب المثل‌های فارسی، ادبیات مکتبخانه‌ای ایران، یکصد منظومه عاشقانه فارسی، فارسی بیاموزیم، باورهای عامیانه مردم ایران و... و. وی تاکنون بیش از ۱۵۰ مقاله علمی در نشریات علمی کشور به چاپ رسانده است.

جناب آقای دکتر ذوالفقاری چرا مردم ایران شهریارشان را دوست دارند؟
شهریار با زبان گرم و روان و صمیمی و نرم و هموار و دل‌نشین خود اعجاز می‌کند.   به دلیل همین ویژگی شهریار می‌توانست عواطف، تخیلات و اندیشه‌های خود را به زبان مردم و در قالب شعر بازگو کند؛ ازاین‌رو شعر او مأنوس و مؤثر است. حسن قبول غزلیّات شورانگیز شهریار و رواج و شهرت آن نزد مردم به همین دلیل است. بخشی از اشعار شهریار به دلیل همین سادگی و روانی به مکالمات روزمره نزدیک شده است.

تفاوت سبک شهریار با دیگر سبک های شعری در چیست؟
در بیان شهریار، نوگرایی و خلق تابلوهای شاعرانۀ زیبا چشم‌گیر است. وی چون «نظامی گنجوی» در آفرینش‌های بدیع و لطیف و زیبا دستی دارد. شهریار از آرایه‌های ادبی در کمال مهارت بی‌هیچ تکلّف و تصنعی بهره گرفته است تا به تصاویر شعری خود غنای بیشتری بخشد. شهریار در توصیف، شاعری نقاش است؛ طبیعت در شعر شهریار حضوری فعال، جدی، زنده و محسوس دارد. یکی از جلوه‌های طبیعت‌گرایی در دیوان شهریار توجه به روستا و شعر روستایی است. شهریار را به‌واسطۀ حیدربابا و سهندیه و چند قطعۀ دیگر، می‌توان شاعر روستا نامید. او به‌خوبی از عهدۀ توصیف پاکی روستا و مردمان آن برآمده است. در حیدربابا از زندگی مردم روستا، پیکار آنان با طبیعت، آداب‌ورسوم، فرهنگ و ... سخن می‌گوید. کمتر شاعری در ادبیّات معاصر به جریان زندگی روستایی این‌چنین دقیق، واقعی و زیبا نگریسته است.

علاقه مندی شهریار به غزل از چه روست؟
غزل دریچۀ شناخت شهریار است. شهریار غزل را انتخاب نکرد. بلکه این زندگی او بود که شهریار را به‌سوی غزل کشاند. غزل شهریار زبان دل و وسیلۀ بیان احساس اوست. علاوه بر آنچه در خصوص زبان و بیان گفته شد و آنچه از فکر و اندیشۀ او گفته می‌شود، عاطفه، صداقت، احساس عمیق، رعایت موسیقی درونی و بیرونی و معنوی شعر، هم‌چنین درک و دریافت صحیح از زمان، غزل شهریار را در روزگار ما ممتاز ساخته است. وجود قریب به چهارصد غزل در کلیات دیوان شهریار، گواه استعداد و نبوغ او در غزل‌سرایی است. غزل شهریار دو دوره دارد: نخست، دورۀ شوق و شیفتگی و عشق که در این غزل‌ها سوز و صداقت متبلور است؛ دوم، دورۀ انزوای شاعر در تبریز است که از شور و شوق دورة نخست کاسته می‌شود و به عرفان گرایش پیدا می‌کند. عنایات غیبی و الهامات الهی از ورای این اشعار پیداست. غزل «هذیان دل» به گفتۀ نیما از اشعار «گرم و بهترین شعر شهریار است... آن‌قدر صاف و صیقلی شده احساسات شاعر را دربر دارد که مثل آینه‌ای است که به دست مردم داده تا کدام‌یک از آن‌ها با چشم روشن‌بین خود، بتوانند خود را در آن ببینند.» غزل «سه‌تار من» نیز از غزل‌های مشهور اوست که زبان دل و حسب‌حال زندگی او نیز هست. شهریار در غزل از حافظ تأثیر پذیرفته و فکر حافظ را با زبان فارسی امروز آمیخته و آن را در کمال استادی، به کار گرفته است. شهریار عاشق اشعار آسمانی حافظ بوده چنان‌که بیشتر غزلیّات خواجه را استقبال کرده است. شهریار جز غزل، مثنوی‌های پرشور و زیبایی نیز سروده است؛ ازجمله منظومۀ تخت جمشید که مرکب از چهار تابلوست. وی در این شعر وضع فعلی، ساختن، سوختن و یک روز جشن را نشان می‌دهد. این شعر هنرمندانه در کمال زیبایی است.
در خصوص ارتباط شهریار با شاعران هم عصر خود و سروده های شهریار در قالب های نو و سنتی نیز برای ما بگویید.
 شهریار در کنار قالب‌های سنّتی به شعر نو و نوپردازی نیز توجه داشت. وی در مقایسه با هم‌عصران، شعر نیما را بیشتر و پیش‌تر شناخت و مدافع روش نیما شد و حتی خود اشعاری در قالب نیمایی سرود. شاید ارادت نوپردازانی چون فریدون مشیری، اخوان ثالث، سیمین بهبهانی، دکتر شفیعی کدکنی (م. سرشک) و هوشنگ ابتهاج و تمایل آنان به حشرونشر با وی به همین دلیل بود. شهریار تئوری‌های شعر را خوب می‌شناخت. از اشعار نیمایی مشهور شهریار می‌توان به «پیام اینشتین» اشاره کرد. او در این شعر از اینشتین می‌خواهد تا نبوغ خود را برای التیام زخم انسان به کار گیرد. شعر «دو مرغ بهشتی» حاوی تصورات و رؤیاهای شاعر در قالب یک گفت‌وگوی تخیّلی و برخوردار از بینش عرفانی است. در شعر «مومیایی» که دنبالة دو مرغ بهشتی است، شاعر از روزنة شعر به واقعیت‌های زندگی می‌نگرد. علاوه بر اشعار فارسی، شهریار اشعاری نیز به زبان ترکی سروده است. از مشهورترین این شعرها «حیدربابایه سلام» شاهکار جاویدان شهریار است. این منظومه یادآور خاطرات دوران کودکی شاعر است. این منظومه از محبوب‌ترین آثار شهریار نزد آذری زبان‌هاست و تاکنون ده‌ها بار چاپ‌شده است.

شهریار علی رغم سروده های بی نظیر اجتماعی، اشعاری عرفانی، ملی و مذهبی نیز داشته؛ در این باب نیز برای ما سخن بگویید.
 از منظر اندیشه و محتوا شعر فارسی همواره با عرفان پیوستگی داشته است. شعر شهریار نیز از تجربیات عرفانی او لبریز است و مضامینی چون ترک دنیا، بیهوده شمردن زندگانی، توجه به آخرت و ... در غزل‌های او دیده می‌شود. بخشی از اشعار شهریار را مضامین اجتماعی، مذهبی و ملّی تشکیل می‌دهد. این اشعار به مناسبت‌های خاصی چون اعیاد، وفیات، جنگ، تمجید از رزمندگان، وضع نابسامان فرهنگی، یادکرد گذشتة ایران و... سروده شده است. ازجملة این اشعار می‌توان به شب و علی، به پیشگاه آذربایجان، تخت جمشید، کودک قرن طلا و ماتم پدر اشاره کرد. غم‌گرایی (نوستالوژی) از ویژگی‌های برخی از غزل‌های شهریار است. اندوهی که در چین و شکن چهرة او پنهان است، در جای‌جای شعر او سایه‌وار رخ می‌نماید. در غزل‌هایی چون «نی محزون»، «اقبال من»، «بگذار بمیرم»، «هجران کشیده‌ام»، «فغان دل» و... این غم پنهان را می‌توان دید. از دیگر ویژگی‌های محتوایی شعر شهریار سوز و رقت است. این ویژگی بیشتر  ناشی از عشق او به معشوقة بی‌وفایش است که در غزل‌هایی چون «حالا چرا»، «نی محزون»، «سه‌تار من»، «جلوة جلال»، «طوطی خوش‌لهجه»، «نیما غم دل گو»، «وحشی شکار» نمایان می‌شود. درهرحال، غلیان احساسات و عواطف درونی شاعر، باعث آفرینش اشعار جاودانی شده است. عواطف رقیق شهریار را در اشعار «ای وای مادرم»، «کودک و خزان»، «بهشت گمشده»، «صبا می‌میرد» و «حیدربابا» و بسیاری دیگر از اشعار او به‌وضوح می‌توان دریافت.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
8 + 4 =