چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۶
کد خبر37036

کشف ابعاد مختلفی از محل زندگی خاقانی در تبریز

photo_2017-03-15_12-09-04.jpg

شهریارنیوز: خاقانی شروانی شاعر بلند آوازه ی قرن ششم هجری و دانشمند بی بدیل زمان خود بود. با کشف سفینه تبریز، نوشتة ابوالمجد تبریزی (در قرن هشتم)، ابعاد مختلفی از زندگی این شاعر بزرگ در تبریز کشف شد.

 اولین پژوهشگر این عرصه، استاد یگانه ی ادبیات زمان ما، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی است که با تفحص در سفینه تبریز، محل زندگی خاقانی را از امالی امین الدین حاج بله تبریزی (استاد کاتب سفینه تبریز) استخراج کرد. به دنبال آن پژوهشگران بومی ، آقای حسین شهبازی( دانشجوی دکترای ادبیات دانشگاه تبریز و نویسنده مسئول این پژوهش)، خانم ساناز جعفر پور (دانشجوی دکترای مرمت و بازسازی بافت های تاریخی دانشگاه هنر اصفهان)، آقای کریم میمنت نژاد ( تبریزپژوه و کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات)، محدودة محل زندگی خاقانی را با مستندات تاریخی کشف کردند که در ادامه با نویسندة مسئول این پژوهش،آقای حسین شهبازی به این کشف مهم تاریخی می پردازیم.
نتایج حاصل از این پژوهش، مرهون تحقیقات دکتر شفیعی کدکنی است که با متن پژوهی استادانة خویش، محل زندگی خاقانی در تبریز را از نسخة خطی سفینة تبریز استخراج کردند.

پیشتر این مقاله، به صورت علمی پژوهشی در نشریة زبان وادب فارسی دانشگاه تبریز در بهار وتابستان 1395 با رویکردی علمی چاپ شد. ولی در این گزارش ، سعی بر این است تا به صورت گزارشی به این کشف مهم جغرافیای تاریخی تبریز بپردازیم.

وی در مقالة نخست خود در این زمینه با عنوان «نکته های نویافته دربارة خاقانی»، به دو نکتة مهم از زندگی و روحیات خاقانی، از کتاب «التدوین فی ذکر اهل العلم بقزوین» اثر عبدالکریم بن محمد الرافعی القزوینی پرداخته است. یکی ارادت خاقانی به امام ابوالفضل رافعی و مدح وی به زبان عربی در جریان دیدار آن دو در تبریز، و دیگری با تمرکز بر روانشناسی شخصیتی به پُر سخن بودن و مجال سخن از دیگران گرفتن خاقانی اشاره دارد، چنانکه در محاورات روزمره، همواره از استعاره و سجع و تمثیل بهره می برده است.  دومین تحقیق ایشان در این باب پس از کشف نسخة خطی سفینه تبریز بوده است. به نحوی که با امعان نظر و متن  پژوهی استادانة خویش با آوردن عین گفتار مؤلف، نتیجه گیری های درخور توجه ای از متن ایراد نموده اند که به جغرافیای تاریخی و محل زندگی خاقانی در میدان کهن تبریز، ضیافتی به دروازة سنجاران، گذر از کوچة صاین الدین و دیدار با اثیرالدین اخسیکتی در آن کوچه، می پردازد. با این حال در مقالة ایشان، موارد مبهمی در خصوص جغرافیای تاریخی تبریز باقی مانده است که رسالتِ یافتن آن نکته ها در راستای اطاعت از امر استاد و تکمیل تحقیقاتشان، متوجه نویسندگان بومی شد.

لازم است پژوهش و استنباط دکتر شفیعی کدکنی برای تبیین هدف تحقیق عیناً نقل شود. وی می نویسد: «آنچه از این بخش می توان به روشنی استنباط کرد این است که روشن می شود: 1) منزل خاقانی در تبریز، در «میدانِ کهنِ» شهر قرار داشته. هرگونه اطلاعی در باب این میدان که امروز به دست آید برای ما دارای کمال اهمیت است. 2) آنچه از جغرافیای تاریخی تبریز نیمة دوم قرن ششم در این حکایت قابل بررسی و تحلیل است این است که: الف) وقتی خاقانی از مهمانی برمی گشته است تا به منزل خود برود از دروازة سنجاران عبور می کرده است. بنابراین کوچة صاین الدین در فاصلة منزل خاقانی (در میدان کهن تبریز) و دروازة سنجاران قرار داشته است. ب) در عصر مؤلّف، کوچة خواجه صاین الدین موجود بوده است و مؤلف با اشارة خویش به وجود چنین کوچه ای اذعان داشته است. این کوچة صاین الدین، به احتمال قوی نام خود را از نام خواجه صاین الدین یحیی تبریزی گرفته که از جمله مریدان بابا حسن سرخابی بوده است» . بدین ترتیب دکتر شفیعی کدکنی، با تصریح به نشانیِ منزلِ خاقانی در میدان کهن تبریز (براساس سفینه تبریز) هرگونه اطلاعات در خصوص این میدان را حائز اهمیت دانسته اند.

آنچه در پژوهش های متنی، مورد مداقه قرار می گیرد، توجه به کاربرد واژه و استنباط معنای آن با بررسی عناصر مختلف در داخل متن است. ابوالمجد تبریزی می نویسد: «چون اثیر  [اخسیکتی، م. 570 یا 577 ه.ق.] بیامد ابتدا طلب خانة خاقانی [م. 582 ه.ق.] کرد. نشانش دادند که در میدان کهن است. او برفت دید کی خاقانی مسندی نهاده است بر کنار صفّه و بر آنجا نشسته است.» در نتیجه در زمان کاتب، این عرصه، به «میدان کهن» مشهور بوده، بدین معنی  که طی قرون هفتم و هشتم هجری به عنوان میدانی کهن و قدیمی در شهر شناخته می شده است. وقایع حادث در میدان کهن تبریز را ـ در برخی منابع به صورت «میدان تبریز» یا «میدان عتیق» ذکر شده ـ می توان در بسیاری از منابع تاریخی یافت. نخستین بار به نام میدان تبریز در « تاریخ مبارک غازانی» (تألیف: 10-700ه.ق.) ضمن نقل حوادث سال 695 و 696ه.ق. برمی خوریم. براساس این نوشته، به یاسا رسانیدن اینه بک، سپس بالتو و پسرش در میدان تبریز صورت گرفته است. در «مجمع الآداب فی معجم الالقاب» (تالیف: 720ق)، در ذکر احوال ابوالمعالی محمد بن یوسف الخلاطی، قاری و خطاط، در تبریز به سال 664ق. به مکتب¬خانه¬اش در مسجدی که مقابل دارالضیافه شمس¬الدین محمد جوینی در محلة میدان کهن واقع بوده، اشاره شده است.) از سویی «زبدة التواریخ» (تالیف: 830 ه.ق) با ذکر توقف امیر شیخ حسن کوچک در تبریز به سال 742ه.ق. به احداث مجموعه¬ای بزرگ از مسجد و مدرسه و خانقاه بر میدان کهن تبریز در این سال اشاره دارد. مسجدی که در سال 742 قمری در میدان کهن تبریز بنا شد، مسجد استاد شاگرد است. این مسجد در زمان کاتب سفینه تبریز(ابوالمجد تبریزی) و 7 الی 7 سال یعد از آخرین اضافات نسخة خطی سفینه، احداث شده است. با مطالعات میدانی و تحلیلی می توان چنین نتیجه گیری کرد که:
    میدان کهن تبریز محل زندگی خاقانی شروانی، شاعر و عالم بلندآوازه قرن ششم، در شهر تبریز از جایگاهی سیاسی ـ مذهبی اقتدارگرانه ای طی دوره های مختلف تاریخی برخوردار بوده است.

ابنیة احداثی پیرامون میدان از فضایی نیمه حکومتی حکایت دارد که به سطح اجتماعی بالای جامعه تعلق داشته است. از نظر ساختار فیزیکی محدودة میدان وسیع تر از آنچه در نقشه دارالسلطنه قراجه داغی تحت نام میدان قراکوللیک آمده، بوده است. چنانکه فضای میدان توسط راسته بازارها و بازارچه ها از شمال به بازار بزرگ و از جنوب به دروازه نارمیان( مهادمهن) راه داشته است. از قدیمی ترین مساجد واقع در میدان کهن، مسجد شهیدگاه در جوار مزار شهیدگاه است که احتمالاً مقابر واقع در آن به سال های نخست ورود مسلمانان به آذربایجان مربوط است. قبرستان قراکوللیک به عنوان تنها گورستان واقع در محدوده داخلی باروی کهن (نجفقلی خانی)، نشان از ارزش معنوی این مکان برای ساکنان شهر طی ادوار مختلف دارد. مسجد دار نیز که دو تن از امامزادگان در آن مدفون گشته اند دارای قدمتی کهن تا دوره بنی امیه و دهمین خلیفة اموی، هشام بن عبدالملک (خلافت: 125-105ه.ق.) می باشد. به دنبال ابنیة مذهبی ـ آموزشی احداث شده در قرن ششم، در دوره  ایلخانان (736-654ه.ق.) و چوپانیان (758-738ه.ق.) این امر به توسعه ی فضاهای حکومتی عام المنفعه از سوی وزرا و حکام انجامید. با جای گرفتن ابواب البرّ علائیه شامل مسجد، مدرسه، و خانقاه (742ه.ق) در بخشی از ضلع شرقی میدان کهن، میدان هر چه بیشتر ساختاری حکومتی یافت. البته در دوره صفویه با تغییر مذهب تا حد قابل توجهی از جایگاه و وجه مذهبی ـ سیاسی میدان کاسته شد. پس از زمین لرزه 1193ه.ق.، محدودة بازسازی شده از میدان کهن محدود گشته و بین میدان کهن و مزار شهیدگاه( قبرستان قراکوللیک) انفصال به وجود آمده است. این احتمال وجود دارد که بخشی از عرصة  باز میدان طی تلفات سنگین زمین لرزه به قبرستان اختصاص یافته باشد. احداث خیابان فردوسی در سال 9-1308ش. بر روی مسیری تاریخی که از جانب غربی میدان کهن گذر می کرد، موجب شد تا فضای میدان قراکوللیک در پشت بدنة نوساخته خیابان فردوسی ناپدید شود. و به مرور عملکرد شهری خود را نیز از دست دهد. بدین ترتیب بنابر موارد ذکر شده می توان موقعیت مکانی خانة خاقانی در اواخر قرن ششم تبریز را در اراضی محدودة خیابان فردوسی (به ویژه در بخش شمالی خیابان) دانست. از طرفی موضع کوچة صاین الدین نیز در حد فاصل بین مسجدجامع تا دروازه سنجاران در محله چهارمنار واقع بوده است. مسجد استاد شاگرد یادگار کهن و شناسنامه فرهنگی تبریز، اکنون پشت مدرسه بنت الهدی پنهان مانده است. ای کاش مسئولان به فکر این هویت های تاریخی شهرمان باشند. مسجدی با حدود 700 سال پیشینة تاریخی اگر در شهرهای دیگر همچون اصفهان وشیراز بود الان جزو آثار تاریخی محسوب بوده و برای دیدار از مردم پول می گرفتند. در حالی که آثار تاریخی اصفهان وشیراز بیشتر مربوط به صفویه و قاجاریه است.